
تقدیم به حضرت امام رضا (ع)چقَدَر بَست نشستم ،چقَدَر داد زدمپنجه بر حنجره ی پنجره فولاد زدم چقَدَر پشت درخانه ی تان خیمه زدمچقَدَر مُشت به این خانه ی آباد زدم سگ ِاصحاب کَهَف هستم و یاران در غارخوابشان کم شده آنقدر که فریاد زدم بوسه بر آنکه به من عشق تو آموخته وآنکه این تیشه ی فرهاد به من داد زدم بوسه دروازه شد و قفل ضریحت گل دادسجده بر خاکِ تو تا چشم من افتاد زدم آمدم لال بمانم که ردیف از کف رفتکور و کر، مثلِ کبوتر به تو معتاد شدم ...
ادامه مطلب